اتاق یا انباری کوچکی برای نگهداری خوراکیها و لوازم آشپزخانه.
مثالهای طبیعی
In der Speisekammer lagern Mehl, Reis und Konserven, damit die Küche frei bleibt.
آرد و برنج و کنسروها را در آبدارخانه نگه میدارند تا آشپزخانه خلوت بماند.
Als sie die Speisekammer öffnete, bemerkte sie den Geruch verdorbener Kartoffeln.
وقتی درِ آبدارخانه را باز کرد، بوی سیبزمینیهای گندیده را حس کرد.
Die alte Speisekammer wurde beim Umbau zu einem kleinen Gäste-WC.
در بازسازی، آبدارخانهٔ قدیمی به سرویس بهداشتی کوچک مهمان تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
«in der Speisekammer» مکان و «in die Speisekammer stellen» حرکت را بیان میکند.
