معنی ۱neutral; journalistic and financial uses · 82%
گمان یا انتظاری تأییدنشده که بر فرضها استوار است.
مثالهای طبیعی
Die Zeitung wies Spekulationen über einen Rücktritt zurück.
روزنامه گمانهزنی دربارهٔ استعفا را رد کرد.
Ohne Belege bleibt das eine reine Spekulation.
بدون مدرک، این فقط گمانهزنی است.
Die Spekulation über eine neue Filiale blieb unbestätigt.
گمانهزنی دربارهٔ شعبهٔ تازه تأییدنشده باقی ماند.
نکتهٔ کاربردی
Spekulation مؤنث است و جمع آن Spekulationen است؛ در خبرها اغلب به گمانهزنی تأییدنشده اشاره دارد.
درس کوتاه: Spekulation
گمان یا انتظاری تأییدنشده که بر فرضها استوار است. Spekulation مؤنث است و جمع آن Spekulationen است؛ در خبرها اغلب به گمانهزنی تأییدنشده اشاره دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Spekulation» مطابقت دارد؟
