معنی ۱neutral · 88%
فردی با دانش یا مهارت تخصصی و عمیق در یک حوزهٔ مشخص
مثالهای طبیعی
Er ist Spezialist für Netzwerksicherheit.
او متخصص امنیت شبکه است.
Für diese Reparatur brauchen wir einen Spezialisten.
برای این تعمیر به یک متخصص نیاز داریم.
Der Spezialist prüft die Anlage vor Ort.
متخصص دستگاه را در محل بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
ساخت رایج Spezialist für + Akkusativ است. در حالتهای مفرد غیر فاعلی پایان اسم ضعیف را به خاطر بسپار: mit dem Spezialisten.

