معنی ۱neutral · 88%
خاص، ویژه یا مخصوصِ هدف یا فردی معین
مثالهای طبیعی
Für diese Schraube brauchen wir ein spezielles Werkzeug.
برای این پیچ به ابزار مخصوصی نیاز داریم.
Das Programm wurde speziell für Kinder entwickelt.
این برنامه بهطور ویژه برای کودکان طراحی شده است.
Ich suche etwas Spezielles für den Geburtstag.
برای تولد دنبال چیزی خاص میگردم.
نکتهٔ کاربردی
speziell اغلب بر ویژهبودن یا هدف خاص تأکید دارد؛ spezifisch بیشتر بر ارتباط دقیق با یک چیز، گروه یا مورد مشخص تأکید میکند.

