معنی ۱neutral · 88%
مشخص و ویژهٔ یک چیز، گروه، هدف یا وضعیت معین
مثالهای طبیعی
Die Software wurde für eine spezifische Aufgabe entwickelt.
این نرمافزار برای یک وظیفهٔ مشخص توسعه داده شده است.
Diese Kundengruppe hat sehr spezifische Bedürfnisse.
این گروه مشتریان نیازهای بسیار مشخصی دارد.
Dieses Symptom ist nicht spezifisch für eine einzige Krankheit.
این علامت مخصوصِ یک بیماری واحد نیست.
نکتهٔ کاربردی
spezifisch اغلب به پرسش «ویژهٔ چه چیزی؟» پاسخ میدهد. در ساخت spezifisch für + Akkusativ، für گروه، وضعیت یا مورد مشخص را معرفی میکند.

