معنی ۱neutral · 90%
حوزه یا قلمروی انتزاعیِ فعالیت، نفوذ یا تجربه
مثالهای طبیعی
Der Staat darf nicht ohne Weiteres in die private Sphäre eingreifen.
دولت نمیتواند بدون دلیل وارد حریم خصوصی شود.
Die Region geriet zunehmend in die wirtschaftliche Sphäre des Nachbarlands.
منطقه هرچه بیشتر وارد حوزهٔ نفوذ اقتصادی کشور همسایه شد.
Kunst und Politik lassen sich nicht immer klar in getrennte Sphären aufteilen.
هنر و سیاست را همیشه نمیتوان بهروشنی در حوزههای جدا تقسیم کرد.
نکتهٔ کاربردی
Sphäre از Bereich انتزاعیتر و رسمیتر است و بهویژه برای نفوذ، حریم خصوصی، حوزههای اجتماعی یا قلمروهای مفهومی رایج است.
