معنی ۱neutral · 88%
سطحی که تصویر را بازتاب میدهد؛ آینه
مثالهای طبیعی
Sie schaut kurz in den Spiegel, bevor sie das Haus verlässt.
او پیش از بیرون رفتن از خانه، کوتاه در آینه نگاه میکند.
Der Spiegel im Bad ist nach dem Duschen beschlagen.
آینهٔ حمام بعد از دوش گرفتن بخار گرفته است.
Der Fahrer prüft den Spiegel, bevor er die Spur wechselt.
راننده پیش از عوضکردن خط، آینه را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی نگاه به سمت آینه است از in den Spiegel schauen استفاده میشود؛ im Spiegel چیزی را توصیف میکند که در تصویر آینه دیده میشود.

