معنی ۱neutral · 88%
فردی که در یک بازی یا ورزش شرکت میکند؛ بازیکن
مثالهای طبیعی
Der Spieler passt den Ball zu seinem Mitspieler.
بازیکن توپ را به همتیمیاش پاس میدهد.
Jeder Spieler erhält zu Beginn fünf Karten.
هر بازیکن در آغاز پنج کارت دریافت میکند.
Neue Spieler können zuerst ein kurzes Tutorial machen.
بازیکنان جدید میتوانند ابتدا یک آموزش کوتاه انجام دهند.
نکتهٔ کاربردی
شکل مفرد و جمع یکسان است: der Spieler، die Spieler. حرف تعریف و بافت شمار را مشخص میکنند.

