ویژگی یا کاری بازیگوشانه، تزئینی یا آزمایشی که غیرضروری یا چندان جدی تلقی میشود
مثالهای طبیعی
Die Animation ist hübsch, aber letztlich nur eine Spielerei.
انیمیشن زیباست، اما در نهایت فقط یک قابلیت تزئینی است.
Nicht jede gestalterische Spielerei verbessert die Benutzerführung.
هر تفنن طراحی لزوماً تجربهٔ کاربر را بهتر نمیکند.
Was zunächst als technische Spielerei galt, wurde später zum Standard.
چیزی که ابتدا یک تفنن فنی محسوب میشد، بعدها به استاندارد تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
Spielerei اغلب در برابر ضرورت عملی یا محتوای جدی قرار میگیرد و ارزیابی آن به بافت و نگرش گوینده بستگی دارد.
