نوک یا انتهای باریک یک جسم
مثالهای طبیعی
Vorsicht, die Spitze der Nadel ist sehr scharf.
مواظب باش، نوک سوزن خیلی تیز است.
Die Spitze des Bleistifts ist abgebrochen.
نوک مداد شکسته است.
Der Pfeil hat eine Spitze aus Metall.
تیر نوکی فلزی دارد.
نکتهٔ کاربردی
چیزی که نوکش موردنظر است معمولاً با حالت اضافه یا von میآید: die Spitze der Nadel، die Spitze von einem Stift.

