عملکرد یا موفقیتی در سطحی استثنایی و بالاتر از حد معمول.
مثالهای طبیعی
Mit ihrer persönlichen Bestzeit gelang der Läuferin eine echte Spitzenleistung.
دونده با ثبت بهترین زمان شخصیاش عملکردی واقعاً درخشان داشت.
Das Ärzteteam vollbrachte unter schwierigen Bedingungen eine medizinische Spitzenleistung.
تیم پزشکی در شرایط دشوار عملکردی کمنظیر از خود نشان داد.
Die Jury würdigte den Roman als literarische Spitzenleistung des Jahres.
هیئت داوران از رمان بهعنوان دستاورد ادبی برجستهٔ سال تقدیر کرد.
نکتهٔ کاربردی
با «erbringen»، «vollbringen» و «erzielen» میآید و از «خوب انجام دادن» قویتر است.
