معنی ۱informal · 88%
کاملاً برهنه، با تأکید بر نداشتن هیچ پوششی.
مثالهای طبیعی
Nach dem Saunagang sprang er splitternackt in den kalten See.
بعد از سونا کاملاً برهنه به دریاچهٔ سرد پرید.
Die Kleinkinder rannten splitternackt durch den Garten, bevor sie sich abtrocknen ließen.
بچههای نوپا کاملاً لخت در باغ دویدند و بعد اجازه دادند خشکشان کنند.
Im Traum stand sie plötzlich splitternackt vor einem voll besetzten Saal.
در خواب ناگهان خود را کاملاً برهنه جلوی سالنی پر از جمعیت دید.
نکتهٔ کاربردی
برای روایت زنده و خودمانی است و «nackt» در متن بیطرف مناسبتر است.
