معنی ۱neutral · 90%
فعالیتهای بدنی و بازیهایی که مردم برای تمرین یا رقابت انجام میدهند.
مثالهای طبیعی
Sport ist gut für die Gesundheit.
ورزش برای سلامتی مفید است.
Sie macht jeden Morgen Sport.
او هر صبح ورزش میکند.
Mein Lieblingssport ist Tennis.
ورزش موردعلاقهٔ من تنیس است.
نکتهٔ کاربردی
Sport معمولاً بهصورت اسم غیرقابلشمارش و کلی به کار میرود. برای انواع ورزش از Sportarten استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
Sport machen — ورزش کردنSport treiben — به ورزش پرداختنLieblingssport — ورزش موردعلاقه
درس کوتاه: حرف تعریف و کاربرد Sport
Sport is masculine: der Sport. It is usually uncountable; individual types are Sportarten.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.شکل درست را انتخاب کنید.
