مربوط به زبان، شیوهٔ بیان یا توانایی فرد در استفاده از زبان
مثالهای طبیعی
Seit dem Kurs hat sie große sprachliche Fortschritte gemacht.
از زمان شروع دوره، پیشرفت زبانی زیادی کرده است.
Der Inhalt ist gut, aber der Text muss sprachlich noch verbessert werden.
محتوا خوب است، اما متن از نظر زبانی هنوز باید بهتر شود.
Wegen sprachlicher Schwierigkeiten dauerte das Gespräch etwas länger.
بهدلیل مشکلات زبانی، گفتوگو کمی بیشتر طول کشید.
نکتهٔ کاربردی
sprachlich هم پیش از اسم میآید (sprachliche Fähigkeiten) و هم قیدی بهکار میرود (sprachlich klar). این صفت به زبان مربوط است، نه ملیت.

