شکل مشخصی از یک زبان که در برخی ویژگیها با شکل دیگر تفاوت دارد
مثالهای طبیعی
Das Wörterbuch markiert diese Schreibweise als regionale Sprachvariante.
فرهنگ این املا را بهعنوان یک گونهٔ زبانی منطقهای مشخص میکند.
Im Kurs lernen wir mehrere Sprachvarianten des Deutschen kennen.
در دوره با چند گونهٔ زبانی آلمانی آشنا میشویم.
Die Serie verwendet bewusst verschiedene Sprachvarianten.
این سریال عمداً از گونههای زبانی متفاوت استفاده میکند.
نکتهٔ کاربردی
Sprachvariante اصطلاحی گسترده است؛ در زبانشناسی برای دستهبندی نظاممندتر ممکن است Sprachvarietät بهکار رود.
