معنی ۱technical · 92%
گونهای نظاممند و قابلشناسایی از زبان که با منطقه، گروه اجتماعی، موقعیت یا معیارسازی مرتبط است
مثالهای طبیعی
Dialekte gelten als regionale Sprachvarietäten.
گویشها گونههای زبانی منطقهای بهشمار میآیند.
Die Untersuchung vergleicht drei Sprachvarietäten im städtischen Raum.
پژوهش سه گونهٔ زبانی را در محیط شهری مقایسه میکند.
Lernende begegnen im Alltag unterschiedlichen Sprachvarietäten.
زبانآموزان در زندگی روزمره با گونههای زبانی متفاوت روبهرو میشوند.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح نسبت به Sprachvariante تخصصیتر و نظاممندتر است.
