معنی ۱formal · 92%
متخصصی که زبان را بهصورت علمی مطالعه میکند
مثالهای طبیعی
Der Sprachwissenschaftler analysiert Veränderungen in der Jugendsprache.
زبانشناس تغییرات زبان جوانان را تحلیل میکند.
Ein Sprachwissenschaftler erklärte die Herkunft des neuen Ausdrucks.
یک زبانشناس منشأ عبارت جدید را توضیح داد.
Mehrere Sprachwissenschaftler diskutierten über Mehrsprachigkeit im Bildungswesen.
چند زبانشناس دربارهٔ چندزبانگی در نظام آموزشی بحث کردند.
نکتهٔ کاربردی
شکل جمع با مفرد یکسان است و حرف تعریف یا بافت، شمار را مشخص میکند.
