معنی ۱neutral · 82%
حرکت جهشی که در آن کسی یا چیزی از زمین بلند میشود.
مثالهای طبیعی
Der Hund machte einen Sprung über den kleinen Bach.
سگ از روی جوی کوچک پرید.
Mit einem hohen Sprung erreichte sie den Ball.
او با پرشی بلند به توپ رسید.
Der neue Job war für ihn ein großer Sprung nach vorn.
شغل تازه برای او پیشرفت بزرگی بود.
نکتهٔ کاربردی
Sprung مذکر و جمع آن Sprünge است؛ استعاری به معنی پیشرفت بزرگ نیز میآید.
درس کوتاه: Sprung
حرکت جهشی که در آن کسی یا چیزی از زمین بلند میشود. Sprung مذکر و جمع آن Sprünge است؛ استعاری به معنی پیشرفت بزرگ نیز میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Sprung» مطابقت دارد؟
