معنی ۱neutral · 92%
کشور یا قلمرویی با سازمان سیاسی، نهادهای عمومی و حاکمیت
مثالهای طبیعی
Der Staat finanziert viele öffentliche Einrichtungen durch Steuern.
دولت بسیاری از نهادهای عمومی را از طریق مالیات تأمین مالی میکند.
Der kleine Staat grenzt an drei Nachbarländer.
این کشور کوچک با سه کشور همسایه مرز دارد.
Ein Staat braucht verbindliche Regeln und funktionierende Institutionen.
یک دولت به قواعد الزامآور و نهادهای کارآمد نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
Staat همیشه با Regierung یکی نیست؛ Regierung مشخصاً به هیئت حاکم اجرایی اشاره دارد، اما Staat گستردهتر است.
