معنی ۱formal · 90%
اقتدار حاکمیتی و قدرت الزامآوری که دولت و نهادهای آن اعمال میکنند
مثالهای طبیعی
Die Ausübung der Staatsgewalt ist an Recht und Gesetz gebunden.
اعمال قدرت حاکمیتی دولت به حق و قانون مقید است.
Die Opposition forderte eine klare Begrenzung der Staatsgewalt.
اپوزیسیون خواستار محدودیت روشن برای قدرت دولتی شد.
In der Krise verlor die zentrale Staatsgewalt in mehreren Regionen an Einfluss.
در بحران، قدرت مرکزی دولت در چند منطقه نفوذ خود را از دست داد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه رسمی است و در بافتهای حقوقی، قانون اساسی، سیاسی و تاریخی رایج است.
