معنی ۱formal · 90%
تصرف ناگهانی و غیرقانونی قدرت حکومتی توسط یک گروه سازمانیافته
مثالهای طبیعی
Der Staatsstreich beendete die verfassungsmäßige Ordnung innerhalb weniger Stunden.
کودتا ظرف چند ساعت به نظم قانون اساسی پایان داد.
Die Regierung sprach von einem gescheiterten Staatsstreich.
دولت آن را کودتایی شکستخورده توصیف کرد.
Nicht jeder Machtwechsel durch Druck von oben ist ein Staatsstreich.
هر انتقال قدرتی که با فشار از بالا رخ دهد کودتا نیست.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح رسمی است و معمولاً بر غیرقانونیبودن و گسست از نظم قانون اساسی دلالت دارد.
