معنی ۱neutral; medical and technical contexts · 82%
بخشی زمانی در جریان یک فرایند یا سیر تحول.
مثالهای طبیعی
Die Krankheit wurde in einem frühen Stadium erkannt.
بیماری در مرحلهای ابتدایی تشخیص داده شد.
Das Projekt befindet sich im letzten Stadium der Planung.
پروژه در مرحلهٔ پایانی برنامهریزی است.
Jede Pflanze durchläuft mehrere Stadien des Wachstums.
هر گیاه چند مرحله از رشد را میگذراند.
نکتهٔ کاربردی
Stadium خنثی و جمع آن Stadien است؛ با Stadion به معنی ورزشگاه متفاوت است.
درس کوتاه: Stadium
بخشی زمانی در جریان یک فرایند یا سیر تحول. Stadium خنثی و جمع آن Stadien است؛ با Stadion به معنی ورزشگاه متفاوت است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Stadium» مطابقت دارد؟
