معنی ۱neutral · 88%
قدرت یا ویژگیای که در آن فرد یا چیزی بهویژه قوی است
مثالهای طبیعی
Eine meiner größten Stärken ist die ruhige Kommunikation mit Kunden.
یکی از بزرگترین نقاط قوت من ارتباط آرام با مشتریان است.
Für diese Übung braucht man Kraft und körperliche Stärke.
برای این تمرین به نیرو و قدرت بدنی نیاز است.
Die größte Stärke des Geräts ist sein niedriger Energieverbrauch.
بزرگترین نقطهٔ قوت دستگاه مصرف پایین انرژی آن است.
نکتهٔ کاربردی
eine Stärke میتواند «نقطهٔ قوت» باشد؛ Stärken und Schwächen ترکیب رایج «نقاط قوت و ضعف» است.

