معنی ۱neutral; rural and farming contexts · 82%
ساختمان یا فضای محصوری که دامها در آن نگهداری میشوند.
مثالهای طبیعی
Am Morgen brachte der Bauer die Kühe aus dem Stall.
کشاورز صبح گاوها را از طویله بیرون آورد.
Das Pferd steht nachts in einem sauberen Stall.
اسب شبها در اصطبل تمیزی میماند.
Nach dem Sturm reparierten sie das Dach des Stalls.
آنها پس از توفان سقف طویله را تعمیر کردند.
نکتهٔ کاربردی
Stall مذکر و جمع آن Ställe است. در ترکیبها نوع حیوان مشخص میشود، مانند Pferdestall یا Kuhstall.
درس کوتاه: Stall
ساختمان یا فضای محصوری که دامها در آن نگهداری میشوند. Stall مذکر و جمع آن Ställe است. در ترکیبها نوع حیوان مشخص میشود، مانند Pferdestall یا Kuhstall.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Stall» مطابقت دارد؟
