معنی ۱neutral; the people-group sense can be culturally sensitive · 82%
ساقهٔ چوبی اصلی یک درخت.
مثالهای طبیعی
Der alte Stamm des Baumes ist innen hohl.
تنهٔ درخت کهنسال از داخل توخالی است.
Am alten Stamm wachsen mehrere kräftige Äste.
چند شاخهٔ نیرومند از تنهٔ درخت کهنسال میرویند.
Die Holzarbeiter sägten den Stamm in kurze Stücke.
نجاران تنه را به قطعههای کوتاه بریدند.
نکتهٔ کاربردی
Stamm مذکر و جمع آن Stämme است؛ این مدخل به تنهٔ اصلی درخت میپردازد.
درس کوتاه: Stamm
ساقهٔ چوبی اصلی یک درخت. Stamm مذکر و جمع آن Stämme است؛ این مدخل به تنهٔ اصلی درخت میپردازد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Stamm» مطابقت دارد؟
