معنی ۱neutral · 88%
از مکان، خانواده، منبع یا دورهای منشأ گرفتن یا متعلق بودن
مثالهای طبیعی
Der Käse stammt aus einer kleinen Region im Süden.
این پنیر از منطقهای کوچک در جنوب میآید.
Meine Großeltern stammen aus derselben Stadt.
پدربزرگ و مادربزرگم اهل یک شهر هستند.
Die Zahlen stammen aus einer aktuellen Untersuchung.
این ارقام از یک پژوهش جدید گرفته شدهاند.
نکتهٔ کاربردی
stammen منشأ را بیان میکند، نه محل زندگی فعلی. کسی میتواند aus Berlin stammen باشد حتی اگر اکنون جای دیگری زندگی کند.

