قاعده، معیار یا سطح پذیرفتهشدهای برای سنجش کیفیت یا عملکرد
مثالهای طبیعی
Das neue Modell erfüllt alle erforderlichen Sicherheitsstandards.
مدل جدید همهٔ استانداردهای ایمنی لازم را برآورده میکند.
Für diese Preisklasse ist der Standard der Zimmer überraschend hoch.
برای این محدودهٔ قیمت، سطح اتاقها بهطور غافلگیرکنندهای بالاست.
Wir haben einen gemeinsamen Standard für die Dokumentation festgelegt.
برای مستندسازی یک استاندارد مشترک تعیین کردهایم.
نکتهٔ کاربردی
Standard میتواند قانون فنی رسمی یا سطح مورد انتظار عمومی باشد. عبارتهای رایج: einen Standard erfüllen و einem Standard entsprechen.

