دارای شکل یا وضعیتی ثابت که بهآسانی خم نمیشود یا حرکت نمیکند.
مثالهای طبیعی
Dieses starre Rohr lässt sich nicht biegen.
این لولهٔ سفت و بیانعطاف را نمیتوان خم کرد.
Die Halterung bleibt starr, auch wenn der Motor läuft.
حتی وقتی موتور روشن است، پایه ثابت میماند.
Nach der langen Fahrt fühlten sich meine Beine starr an.
پس از سفر طولانی، پاهایم خشک و سفت شده بودند.
نکتهٔ کاربردی
starr بر خمنشدن یا بیحرکتی تأکید دارد. hart بیشتر دربارهٔ سختی و stark دربارهٔ قدرت است. یک قطعه میتواند قوی باشد اما انعطافپذیر بماند.
ترکیبهای رایج
اشتباه رایج
Wir brauchen ein starr Rohr.
Wir brauchen ein starres Rohr.
قبل از اسم خنثای Rohr با ein در این ساختار، صفت پایان -es میگیرد: ein starres Rohr. در Das Rohr ist starr صفت پس از فعل بدون پایان است.
درس کوتاه: بیانعطاف با قوی یکی نیست
به ویژگی نگاه کن، نه شباهت املایی: لولهٔ starr خم نمیشود؛ طناب stark میتواند وزن تحمل کند و همچنان خم شود. پس این دو صفت را جای هم نگذار.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.در «Dieses starre Rohr lässt sich nicht biegen»، صفت starre چه ویژگیای را بیان میکند؟
