در پزشکی، مربوط به درمانی که بیمار برای آن در بیمارستان میماند.
مثالهای طبیعی
Nach dem Unfall blieb der Patient drei Tage stationär.
بیمار پس از تصادف سه روز در بیمارستان بستری ماند.
Die Klinik bietet ambulante und stationäre Behandlung an.
این درمانگاه درمان سرپایی و بستری ارائه میدهد.
Der Patient benötigt weiterhin eine stationäre Behandlung.
بیمار همچنان به درمان بستری نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد پزشکی، stationär در برابر ambulant است؛ یعنی بیمار در بیمارستان بستری شده است.
درس کوتاه: stationär
در پزشکی، مربوط به درمانی که بیمار برای آن در بیمارستان میماند. در کاربرد پزشکی، stationär در برابر ambulant است؛ یعنی بیمار در بیمارستان بستری شده است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «stationär» مطابقت دارد؟
