محلی در یک مسیر که وسیلهٔ نقلیه بهطور منظم برای سوار یا پیاده شدن مسافران توقف میکند
مثالهای طبیعی
Die nächste Station ist Hauptbahnhof.
ایستگاه بعدی ایستگاه مرکزی است.
Du musst an der dritten Station aussteigen.
باید در ایستگاه سوم پیاده شوی.
Zwischen hier und dem Flughafen liegen noch sechs Stationen.
بین اینجا و فرودگاه هنوز شش ایستگاه دیگر هست.
نکتهٔ کاربردی
در حملونقل شهری Station برای ایستگاه بهکار میرود، اما برای اتوبوس و تراموا Haltestelle بسیار رایج است.

