ذرات خشک بسیار ریزی که روی سطوح جمع میشوند یا در هوا معلقاند
مثالهای طبیعی
Auf dem Bücherregal hat sich schon wieder Staub gesammelt.
دوباره روی قفسهٔ کتاب گردوغبار جمع شده است.
Beim Bohren entstand so viel Staub, dass wir das Fenster öffnen mussten.
هنگام سوراخکاری آنقدر گردوغبار ایجاد شد که مجبور شدیم پنجره را باز کنیم.
Wegen seiner Allergie wischt er den Staub regelmäßig mit einem feuchten Tuch ab.
بهدلیل حساسیتش، مرتب گردوغبار را با دستمال مرطوب پاک میکند.
نکتهٔ کاربردی
در آلمانی روزمره Staub معمولاً بدون جمع میآید: viel Staub، Staub entfernen. جمع Stäube بیشتر فنی است و میتواند به انواع مختلف گردوغبار اشاره کند.

