ایستاده بودن یا چیزی به حالت عمودی جایی بودن
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
ایستادن / ایستاده بودن
Հայերեն
կանգնած լինել
kangnats linel
مثالهای طبیعی
Viele Leute stehen an der Haltestelle.
افراد زیادی در ایستگاه ایستادهاند.
Wo steht der Schrank?
کمد کجا قرار دارد؟
