stehenbleiben
B1فعلدرماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
JadoLearn Dictionary
stehenbleiben یعنی درماندگاه اتومبیل. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
درماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
سالمندی، سالمه، خرما
دریاچه، تالاب، برکه
نیکخواه، عام المنفعه، خیراندیش
درماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
درماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
درماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
باور کردن، اعتقاد کردن، گمان کردن
زربت زدن، باشدت زدن، ضربه
سالمندی، سالمه، خرما
سالمندی، سالمه، خرما
بستن، محکم کردن، برگزار کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.