معنی ۱neutral · 90%
چیزی را جایی گذاشتن، معمولاً در حالت ایستاده
مثالهای طبیعی
Stell die Flasche bitte auf den Tisch.
لطفاً بطری را روی میز بگذار.
Ich stelle den Drucker neben das Fenster.
من چاپگر را کنار پنجره میگذارم.
Wir haben die Stühle in den Garten gestellt.
ما صندلیها را در باغ گذاشتیم.
نکتهٔ کاربردی
stellen را با stehen قاطی نکن. stellen عمل است؛ stehen وضعیت است.
ترکیبهای رایج
auf den Tisch stellen — روی میز گذاشتنeine Frage stellen — سؤال پرسیدن
اشتباه رایج
Die Lampe stellt auf dem Tisch.
Die Lampe steht auf dem Tisch. / Ich stelle die Lampe auf den Tisch.
برای وضعیت از stehen و برای عمل گذاشتن از stellen استفاده کن.
درس کوتاه: فعل عمل
stellen مفعول میخواهد: Ich stelle den Stuhl in die Ecke.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام جمله عمل گذاشتن چیزی را نشان میدهد؟
