موقعیت، نحوهٔ قرارگیری یا حالت بدنِ فرد یا چیز
مثالهای طبیعی
Bitte verändern Sie die Stellung der Hände.
لطفاً حالت دستهایتان را تغییر دهید.
Die Stellung des Hebels muss genau stimmen.
موقعیت اهرم باید دقیق باشد.
Der Trainer korrigiert die Stellung ihrer Füße.
مربی وضعیت پاهای او را اصلاح میکند.
نکتهٔ کاربردی
در بافت فیزیکی، Stellung اغلب به حالت یا موقعیت مشخص اشاره دارد. بسته به بافت، Position میتواند نزدیک به آن باشد.

