معنی ۱formal · 90%
مرگومیر، بهویژه فراوانی یا میزان مرگها در یک جمعیت یا گروه
مثالهای طبیعی
Die Sterblichkeit ist in der untersuchten Altersgruppe deutlich gesunken.
مرگومیر در گروه سنی بررسیشده بهطور محسوسی کاهش یافته است.
Soziale Faktoren können die Sterblichkeit einer Bevölkerung beeinflussen.
عوامل اجتماعی میتوانند بر مرگومیر یک جمعیت اثر بگذارند.
Der Roman setzt sich intensiv mit menschlicher Sterblichkeit auseinander.
رمان بهطور عمیق با مرگپذیری انسان روبهرو میشود.
نکتهٔ کاربردی
در زبان آماری، Sterblichkeit به مرگها مربوط است، در حالی که Morbidität به بیماری یا وقوع بیماری اشاره دارد.
