معنی ۱neutral; technical and administrative · 82%
هدایت یا کنترل دستگاه، وسیلهٔ نقلیه یا فرایند، یا اجزای لازم برای آن.
مثالهای طبیعی
Die Steuerung des Aufzugs reagierte nicht.
سامانهٔ کنترل آسانسور پاسخ نداد.
Mit der Steuerung kann man die Temperatur einstellen.
با کنترلکننده میتوان دما را تنظیم کرد.
Die Steuerung des Verkehrs erfolgt automatisch.
کنترل ترافیک بهصورت خودکار انجام میشود.
نکتهٔ کاربردی
Steuerung مؤنث و جمع آن Steuerungen است؛ هم سازوکار کنترل و هم فرایند هدایت را میرساند.
درس کوتاه: Steuerung
هدایت یا کنترل دستگاه، وسیلهٔ نقلیه یا فرایند، یا اجزای لازم برای آن. Steuerung مؤنث و جمع آن Steuerungen است؛ هم سازوکار کنترل و هم فرایند هدایت را میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Steuerung» مطابقت دارد؟
