فرارکردن یا جیمشدن، بهویژه برای دوری از دردسر، مسئولیت یا پیامدها
مثالهای طبیعی
Als die Probleme begannen, ging der Verantwortliche einfach stiften.
وقتی مشکلات شروع شد، مسئول کار بهسادگی جیم شد.
Der Verdächtige wollte stiften gehen, wurde aber am Ausgang gestoppt.
مظنون میخواست در برود اما در خروجی متوقف شد.
Du kannst doch nicht stiften gehen, bevor wir aufgeräumt haben.
نمیتوانی قبل از اینکه جمعوجور کنیم همینطور جیم شوی.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت غیررسمی است و میتواند طنزآمیز یا سرزنشآمیز باشد؛ در نوشتار رسمی بسته به بافت از fliehen، verschwinden یا sich entfernen استفاده کن.
