برای هدفی عمومی، فرهنگی، خیریه یا نهادی پول یا چیزی را اهدا و تأمین کردن
مثالهای طبیعی
Eine Unternehmerin stiftete dem Museum eine bedeutende Gemäldesammlung.
یک کارآفرین مجموعهٔ مهمی از نقاشیها را به موزه اهدا کرد.
Die Familie stiftete einen Preis für junge Forschende.
خانواده جایزهای برای پژوهشگران جوان بنیان گذاشت و تأمین مالی کرد.
Der Verein stiftete neue Bänke für den Stadtpark.
انجمن نیمکتهای تازهای برای پارک شهر اهدا کرد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا stiften معمولاً اهدا برای هدفی مشخص و با اثری نسبتاً پایدار یا نهادی را میرساند.
