عمل یا فرایند رسمی رأی دادن
مثالهای طبیعی
Für die Stimmabgabe muss ein gültiger Ausweis vorgelegt werden.
برای رأیدهی باید مدرک شناسایی معتبر ارائه شود.
Die Stimmabgabe erfolgte geheim, nachdem alle Anträge erläutert worden waren.
پس از توضیح همهٔ پیشنهادها، رأیگیری بهصورت مخفی انجام شد.
Eine verspätete Stimmabgabe kann bei der Auszählung nicht berücksichtigt werden.
رأیی که دیر ثبت شود نمیتواند در شمارش آرا لحاظ شود.
نکتهٔ کاربردی
Stimmabgabe بیشتر بر عملِ ثبت رأی تمرکز دارد، در حالی که Abstimmung میتواند کل فرایند رأیگیری را بیان کند.
