منسجم و قانعکننده، چون اجزای آن بهخوبی با هم جور هستند
مثالهای طبیعی
Die Präsentation wirkt stimmig, weil Zahlen, Beispiele und Schlussfolgerungen gut ineinandergreifen.
ارائه منسجم به نظر میرسد چون اعداد، مثالها و نتیجهگیریها خوب به هم پیوند خوردهاند.
Das Farbkonzept ist stimmig und unterstützt die ruhige Wirkung des Raums.
ترکیب رنگها هماهنگ است و حس آرام فضا را تقویت میکند.
Die Begründung wäre stimmiger, wenn sie die finanziellen Folgen ausdrücklich einbezöge.
استدلال منسجمتر میشد اگر پیامدهای مالی را صریحاً در نظر میگرفت.
