معنی ۱neutral · 88%
بوی بسیار ناخوشایند یا بدی تولید کردن
مثالهای طبیعی
Die Milch stinkt, wir sollten sie wegwerfen.
شیر بوی بدی میدهد، باید دورش بیندازیم.
Nach dem Training stinken meine Schuhe.
بعد از تمرین کفشهایم بدبو میشوند.
Im Flur stinkt es nach Rauch.
راهرو بوی بد دود میدهد.
نکتهٔ کاربردی
stinken از riechen منفیتر و قویتر است. ساخت رایج es stinkt nach + Dativ یعنی «بوی بدِ چیزی میآید».

