stippen
B1فعلشیب، جیب بر، فرو رفتگی
JadoLearn Dictionary
stippen یعنی شیب. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شیب، جیب بر، فرو رفتگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آب خورش، سوس، خوشمزه کردن
شیب، جیب بر، فرو رفتگی
شیب، جیب بر، فرو رفتگی
شیب، جیب بر، فرو رفتگی
شیب، جیب بر، فرو رفتگی
سیخک زدن، زخم چاقو، چاقو زدن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.