معنی ۱neutral · 82%
حرکتی سریع و نیرومند که به چیزی برخورد میکند.
مثالهای طبیعی
Ein leichter Stoß bewegte den Stuhl nach hinten.
هل کوچکی صندلی را به عقب حرکت داد.
Der Stoß gegen die Tür war deutlich zu hören.
صدای برخورد به در بهوضوح شنیده شد.
Der heftige Stoß warf die leichte Tür aus der Angel.
ضربهٔ شدید در سبک را از لولا بیرون انداخت.
نکتهٔ کاربردی
Stoß مذکر و جمع آن Stöße است؛ عبارت einen Stoß versetzen یعنی کسی را هلدادن.
درس کوتاه: Stoß
حرکتی سریع و نیرومند که به چیزی برخورد میکند. Stoß مذکر و جمع آن Stöße است؛ عبارت einen Stoß versetzen یعنی کسی را هلدادن.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Stoß» مطابقت دارد؟
