معنی ۱neutral · 90%
مزاحم، مختل یا آزاردهنده بودن برای کسی یا چیزی
مثالهای طبیعی
Entschuldigung, störe ich dich?
ببخشید، مزاحمت میشوم؟
Der Lärm stört mich beim Lernen.
سر و صدا هنگام درس خواندن مزاحمم میشود.
Bitte stören Sie die Besprechung nicht.
لطفاً جلسه را مختل نکنید.
نکتهٔ کاربردی
شخص یا چیزی که مزاحمش میشویم Akkusativ است.
ترکیبهای رایج
— مزاحم کسی شدن

