حذف یا لغو چیزی که قبلاً در متن، فهرست، بودجه یا برنامه وجود داشته است
مثالهای طبیعی
Die Streichung des letzten Absatzes machte den Bericht deutlich präziser.
حذف پاراگراف آخر گزارش را بسیار دقیقتر کرد.
Die geplante Streichung der Förderung stieß auf breite Kritik.
حذف برنامهریزیشدهٔ حمایت مالی با انتقاد گسترده روبهرو شد.
Wegen Personalmangels kam es kurzfristig zur Streichung mehrerer Verbindungen.
بهدلیل کمبود نیرو چند سرویس در آخرین لحظه لغو شد.
نکتهٔ کاربردی
ترجمه به بافت بستگی دارد: برای متن «حذف»، برای سرویس یا برنامه «لغو»، و برای بودجه یا پست «حذف/کاهش» مناسب است.
