هنگام عبور با حرکتی لغزان به کسی یا چیزی آرام برخوردکردن، بیآنکه ضربهای محکم بزند.
مثالهای طبیعی
Beim Vorbeigehen streifte ihr Ärmel die nasse Wand.
هنگام عبور، آستینش به دیوار خیس سایید.
Der Ball streifte knapp den Pfosten.
توپ بهسختی از کنار تیرک گذشت و آن را لمس کرد.
Beim Vorbeigehen streifte der Radfahrer leicht den Außenspiegel.
دوچرخهسوار هنگام عبور، آرام به آینهٔ بغل سایید.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی فعل ضعیف و با haben است. معنی «کوتاه به موضوع پرداختن» نیز دارد؛ معنی پرسهزدن جداست و با sein میآید.
درس کوتاه: streifen
هنگام عبور با حرکتی لغزان به کسی یا چیزی آرام برخوردکردن، بیآنکه ضربهای محکم بزند. در این معنی فعل ضعیف و با haben است. معنی «کوتاه به موضوع پرداختن» نیز دارد؛ معنی پرسهزدن جداست و با sein میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «streifen» مطابقت دارد؟
