معنی ۱neutral · 90%
خواستار رعایت دقیق قوانین
مثالهای طبیعی
Unser Lehrer ist ziemlich streng.
معلم ما نسبتاً سختگیر است.
Im Hotel gelten strenge Regeln.
در هتل قوانین سختگیرانهای وجود دارد.
Mein Vater ist strenger als meine Mutter.
پدرم از مادرم سختگیرتر است.
نکتهٔ کاربردی
streng میتواند شخص، قانون، کنترل یا الزام را توصیف کند.
ترکیبهای رایج
— قوانین سختگیرانه

