هیچ انحراف یا استثنایی را نپذیرفتن و با سختگیری اجراشدن.
مثالهای طبیعی
Im Labor gelten strikte Sicherheitsregeln.
در آزمایشگاه قواعد سختگیرانهٔ ایمنی برقرار است.
Die Ärztin riet zu strikter Ruhe nach der Operation.
پزشک پس از عمل استراحت کامل و سختگیرانه را توصیه کرد.
Der Zugang zum Archiv unterliegt strikter Kontrolle.
دسترسی به بایگانی تحت کنترل سختگیرانه است.
نکتهٔ کاربردی
strikt بیشتر برای قواعد، ممنوعیتها و محرمانگی بهکار میرود و قابل درجهبندی است: strikter و am striktesten.
درس کوتاه: strikt
هیچ انحراف یا استثنایی را نپذیرفتن و با سختگیری اجراشدن. strikt بیشتر برای قواعد، ممنوعیتها و محرمانگی بهکار میرود و قابل درجهبندی است: strikter و am striktesten.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «strikt» مطابقت دارد؟
