مربوط به آرایش یا سازمان یک سامانه، یا ناشی از ساختار آن.
مثالهای طبیعی
Die Studie zeigt strukturelle Unterschiede zwischen den Regionen.
این پژوهش تفاوتهای ساختاری میان مناطق را نشان میدهد.
Die Reform soll ein strukturelles Problem lösen.
این اصلاح قرار است مشکلی ساختاری را حل کند.
Das Team analysiert die strukturellen Ursachen des Ausfalls.
گروه علتهای ساختاریِ خرابی را تحلیل میکند.
نکتهٔ کاربردی
strukturell صفتی نسبی و معمولاً غیرقابلدرجهبندی است؛ ترکیبهایی مانند strukturelle Unterschiede و strukturelle Reform رایجاند.
درس کوتاه: strukturell
مربوط به آرایش یا سازمان یک سامانه، یا ناشی از ساختار آن. strukturell صفتی نسبی و معمولاً غیرقابلدرجهبندی است؛ ترکیبهایی مانند strukturelle Unterschiede و strukturelle Reform رایجاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «strukturell» مطابقت دارد؟
